دلت میخواهد دیگران تو را تشویق کنند؟
هرگز
گاهی
غالبا
خیلی زیاد
آیا درباره آینده احساس نگرانی می کنی ؟
کمی
زیاد
فکر میکنی بسیاری از مردم تو را دوست دارند؟
احساس میکنی که انرژی و ابتکار عمل کمتری از دیگران داری ؟
فکر میکنی که تمام حامیان و افکار طور طبیعی و عادی هستند
آیا از اینکه مورد تمسخر واقع بشی میترسی ؟
فکر میکنم شغل تو بیش از حد سخت و توان فرسا است؟
آیا فکر میکنید دیگران از تو زیبا ترند ؟
آیا از سخنرانی در مقابل دیگران میترسی ؟
فکر میکنی غالب کارهایی که به آنها میپردازی نتایج اشتباهی دارند ؟
تا به حال از خودت پرسیدی که کاش می توانستی با دیگران بگونه ای لذت پذیر صحبت کنی ؟
آیا تاکنون به این مسئله فکر کرده که ای کاش اعتماد به نفس بیشتری داشتیم ؟
آیا فکر کنی که بیش از حد متواضع و فروتن هستی ؟
آیا خود را آدم مغروری میدانیم
تاکنون به این موضوع فکر کرده ای که چگونه میتوانی اطمینان بیشتر مردم را جلب کنی ؟
فکر میکنی بیشتر اطرافیانت نظر مساعدی راجع به تو ندارند ؟
آیا فکر میکنید کسی را نداری که تا بتوانی با او درد دل کنی ؟
آیا تصور میکنی که اطرافیانت بیش ازحد از تو انتظار دارند ؟
فکر میکنی که دوستان و اطرافیان توجه کافی به دستاوردهای تو ندارند
آیا به سادگی شرمنده و خجالت زده میشوی ؟
آیا احساس میکنید که اکثر مردم تو را درک نمی کنن ؟
آیا درباره پیرامون خود غالبا احساس امنیت نمی کنی؟
آیا غالبا بدون دلیل احساس نگرانی می کنی ؟
آیا وقتی وارد اتاق میشود که جمعی در آن هستند احساس ناراحتی می کنی ؟
آیا فکر می کنی که مردم پشت تو حرف می زنند
آیا معمولا احساس آرامش نمی کنی ؟
فکر می کنی که دیگران هرچیزی را بهتر و آسان تر از تو درک می کنند ؟
آیا غالبا فکر میکنی حادثه ناگواری برای تو در پیش است
آیا قالب و در مورد نحوه رفتار دیگران نسبت به خودت فکر می کنی ؟
گاهی با خود میاندیشید که ای کاش اجتماعی تر و خونگرم تر بودی
آیا درباره آنچه که جامعه از تو انتظار دارد فکر میکنی؟
آیا فقط در های شرکت می کنید که از صحت گفته های خود اطمینان داشته باشی ؟